السيد محمد حسين الطهراني

285

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

[ در عبوديّت مطلقه ، ربوبيّت مطلقه ، منطوى است ] - و مشاهده كن در وقتى كه مىخواهى خودت را ببينى - بدون گفتگو و مجادله - در آئينه‌هاى صيقلىشده . 3 - آيا شخصى غير از تو در آنها نمودار شده است ؛ يا آنكه تو خودت هستى كه ناظر به سوى خودت مىباشى ، در وقت انعكاس و بازگشت آن شعاعى كه از چشم بيرون رفته است ، به خود چشم ؟ ! 4 - و گوشت را فرادار ، براى شنيدن طنين و بازگشت صدائى كه از تو خارج شده ، و به أطراف قصرهاى بلند برخورده كرده ؛ و اينك بازگشته است ! 5 - آيا آن كسى كه با تو در آن مكان گفتگو دارد ؛ شخصى غير از تست ؟ ! و يا آنكه تو خودت هستى كه خطابت را كه از طنين و ردّ صداى خودت ، بوجود آمده است ؛ مىشنوى ؟ ! 6 - و به من بگو : در وقتى كه به خواب سبكى فرومىروى ؛ و در آن حال حواسّ و مشاعر تو از كار افتاده است و ركود پيدا نموده است ؛ چه كسى است كه : علوم خودش را به تو مىدهد ؟ ! ( غير از خودت ، كسى نيست ! ) 7 - تو پيش از آنكه در خواب به روى ، هيچ نمىدانستى كه : در ديروزت چه گذشته است ؟ ! و يا در فردايت چه پيش خواهد آمد ؟ ! 8 - ( أمّا در خواب همه را مطّلع مىشوى ! ) و چون سر از خواب برمىدارى ، علم و آگاهى پيدا مىكنى : به جريانات و وقايع كسانى كه در زمان ماضى گذشته‌اند ! و به أسرار كسانى كه در زمان آينده مىآيند ، درحالىكه مباهات و افتخار دارى به خبرويّتى كه براى تو حاصل شده است ! 9 - آيا تو اين‌طور مىپندارى : آن كسى كه در خواب با تو گفتگو دارد ؛ و در أنواع و أقسام علوم جليل و دانشهاى پرارزش و بلندپايه ، با تو به بحث و شرح و تفصيل مىپردازد ؛ و گام به گام تو ، با تو حرف مىزند ؛ شخصى غير از تست ؟ ! 10 - آرى ! آن شخص غير از نفس خودت ، كسى ديگر نيست كه : چون از مظاهر بشريّت كه عالم مادّه و بدن است ، منسلخ شده ، و به عالم خود كه عالم